+ رییس جمهور منتخب : میرحسین موسوی.رییس جمهور میرحسین موسوی.میرحسین موسوی.موسوی.بنویسید ، به هر بهانه ای اسم میرحسین موسوی رو با پسوند و پیشوند ریاست جمهوری بنویسید تو وبلاگهاتون.نبینم کسی اسم اون یارو رو به هر بهانه ای تو وبلاگش بنویسه ها!حرام اعلام میکنم .تحت هیچ شرایطی.در شرایط اجباری نوشن - ان - بلا مانع است. صورتک خیالی برچسبها: از دیگران, خباثت می کنیم
یه دوره ای بود که من یه آدمی رو خیلی می خواستم، که دقیقن توی همون دوره کلی آدم دیگه از زمین و آسمون دوروبرم در دسترس بودن و فقط همون آدمه که می خواستمش در دسترس نبود، یعنی نمی خواست
یه مدت نه خیلی طولانی بعدش بود که من دوروبرم خلوت بود و اون هایی که بودن در دسترس نبودن و تنها آدمی که بود و می خواست و در دسترس بود همون آدمه بود، که من دیگه نمی خواستمش.
چنین بود که من به مرض داشته گی کائنات پی بردم و آموختم که خود را برای نداشتن چیزی یا کسی ناراحت نکنم. احتمالن وقتی دیگه نخواستمش می رود فرو توی چشمم.
این بود انشای من.
برچسبها: الیز آموز, تجربه هایمان را قسمت کنیم, حالا بیا منو بغل کن
يا با لگد يا با مُشت
آدمهای احساساتی را بايد کُشت. آنها به درد لای جرز هم نمی خورند. يا از خوشحالی در ارتفاع صد هزار پايی بال بال می زنند يا از افسردگی خودشان را شش هزار فرسنگ زير سطح زمين دفن می کنند. آدمهای احساساتی در طول سه دههء اول زندگی شان در مجموع سه دقيقه در واقعيت و روی سطح زمين هستند و بقيهء پانزده ميليون و هفتصد و شصت و هفت هزار و نهصد و نود و هفت دقيقهء آنرا در هپروت به سر می برند. آدمهای احساساتی بی هدف ترين، بی مصرف ترين و غير قابل اعتمادترين محصولات آفرينش هستند.
آدمهای احساساتی تنها کسانی هستند که معنی واقعی زندگی را می فهمند. آدمهای احساساتی هزار هزار بار عاشق می شوند و هر بار مطمئنند که اين بار با تمام دفعات قبل فرق می کند. هر روز به مدت يک تا چند ساعت احساس می کنند خوشبخت ترين آدم روی زمين هستند و آگاهی از اينکه بقيهء روز را در افسردگی مطلق به سر می برند باعث می شود تک تک لحظات شيرين زندگی را با نهايت وجود تجربه کنند و از آن لذت ببرند. آنها می توانند در يک لحظه تمام دنيا را فراموش کنند و از پيامدهای هيچ تصميمی نترسند. هيچ روزی در زندگی آدمهای احساساتی مثل روزهای ديگر نيست. هر روز هزار دليل جديد هست برای اميد و عشق به زيستن و هزارو يک درد جديد برای آرزوی مرگ و زجر کشيدن.
آدمهای احساساتی بزرگترين دروغهای تاريخ بشريت را به ثبت رسانده اند. آنها هر قولی که داده اند را هزار بار شکسته اند و هر اشتباهی را صدهزار بار تکرار کرده اند. آنها اصلا هيچ درکی از معنی هرگز و هميشه و ممنوع و درست و غلط ندارند. آدمهای احساساتی زندگی اطرافيانشان را به گند می کشند و تنها کاری که در قبال گناهان فجيعشان انجام می دهند اين است که برای مدت کوتاهی شديدتر و عميقتر افسرده می شوند.
آدمهای احساساتی در هر لحظه از زمان تمام افکارخصوصی و احساسات واقعيشان را به تمامی جهانيان اعلام می کنند. آنها تنها کسانی هستند که «دوستت دارم» را با تمام وجودشان احساس می کنند و برای فرياد زدنش از هيچ کس و هيچ چيز نمی ترسند. آدمهای احساساتی واقعا همانقدر که می گويند سبک هستند، آنها واقعا روی ابرها راه می رند، درست مثل روزهايی که می خواهند بميرند، آنها وزن بدبختی را روی تک تک سلولهای پوستشان لمس می کنند. آدمهای احساساتی هرگز و هيچ وقت و به هيچ دليلی در لحظه دروغ نمی گويند و تمام حرفهای اطرافيانشان را نيز در همان لحظه از صميم قلب می پذيرند.
تکرار می کنم : آدمهای احساساتی را بايد کُشت.
آدمهای احساساتی نهايت زندگانی هستند.
دلتنگستان
برچسبها: از دیگران, صِلوات بفرست حِدیث داریم
یک عدد الیزه ای که من باشم نیاز دارد که یک مدتی برود تنهایی یک گوشه کز کند و زخم هایش را بلیسد.
برچسبها: اعلام وضعیت, لابد جبر جغرافیایی
بیانیهی جمعی از وبلاگنویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن
۱) ما، گروهی از وبلاگنویسان ایرانی، برخوردهای خشونتآمیز و سرکوبگرانهی حکومت ایران در مواجهه با راهپیماییها و گردهمآییهای مسالمتآمیز و بهحق مردم ایران را به شدت محکوم میکنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی میخواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان میدارد «تشكيل اجتماعات و راه پيمايیها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است» رعایت کنند.
۲) ما قانون شکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده و بیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاریی مجدد انتخابات هستیم.
۳) حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی
Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events
1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."
2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.
A part of the large community of Iranian bloggers
July 26, 2009
من نیستم این دختری که این روزها کسی نمی بیندش
سایه مه که داره خواب گردی می کنه.
برچسبها: اعلام وضعیت
ژانر: اینایی که به تک تک؛ تاکید می کنم، تک تک کامنت های وبلاگشون جواب می دن، با استفاده ی اسمایلی :) در فواصل منظم.
مثال:
کامنت- خیلی پست خوبی بود؛ از خوندنش لذت بردم
جواب - ممنونم عزیزم :)
برچسبها: التمسخر من الایمان, مردم شناسی, واااا اینا که غیبت نیست، صفته
باباهه غر می زنه که توئم با این سرفه ت، ویروسش رو به همه مون دادی
بعد تو هی همون جور سرفه کنان زبونتو گاز می گیری که نگی باباجان سرفه ی من از سیگاره از اساس
بعد یه چی سر هم می کنی تو این مایه که سرفه ت اصلن با سرماخوردگی شروع نشده بوده که
بعد فین فین کنان از وسط خونه رد می شی به طرف دست شویی
باباهه می گه دیدی دیدی سرما خورده بودی، با این فین فین ات
بعد دیگه چیزی نمی شه سر هم کرد، نمی شه هم به اش گفت که خنگ، فین فین م از گریه ست خب، نه سرما خوردگی که.
برچسبها: احوالات شخصیه, شب های چراغ خاموش
تهران این شب ها خواب ندارد.
بعدن برای نوه های مان تعریف می کنیم که "بله، یک روزی که جمعه بود و ما خیلی خوشحال و خرم بودیم و قبلش یک ماه فعالیت انتخاباتی کرده بودیم و سبز به همه جای مان بسته بودیم و ریخته بودیم توی خیابان و تظاهرات مدنی کرده بودیم و فکر می کردیم که ایران به ناگهان سوییس شده و الان انتخابات برگزار می شود و رییس جمهورمان را انتخاب می کنیم، خیلی شیک توی روز روشن، تلفن های مان را قطع کردند، رای های مان را وارونه کردند به اسم خودشان و با خوشحالی و خندانی توی صدا و سیمای شان اعلام کردند، رییس جمهور منتخب مان و همه کس اش را و کلن هر کسی که خوششان نیامد را بازداشت کردند، شهرمان و آدم هایمان را به آتش و خون و گلوله کشیدند و ما بهت زده به تمام این ها نگاه می کردیم و آن روز بود که ما فهمیدیم کودتا که می گویند یعنی چی و چگونه می شود آن را در روز روشن با اعتماد به نفس کامل کرد."
بعدن هم نه، همین امشب حسرت روزهایی را می خوریم که وقتی می خوابیدیم، می دانستیم صبح اش چه اتفاقی قرار است بیفتد.
برچسبها: آرامش وسط طوفان, گاو خشمگین
دیدی یه اتفاق بد که می افته، شبش می ترسی بخوابی، می ترسی که بخوابی و وقتی بیدار می شی واقعیت عین رعدوبرق هجوم بیاره به ذهنت
تمام دیشب نیمه بیدار بودم. می ترسیدم بخوابم و صبح که بیدار می شم ببینم اتفاقی که افتاد افتاده.
برچسبها: سد بات ترو, گاو خشمگین
من و یلداهه دو تایی تک و تنها، سیگار کشان و فرندز بینان، می شینیم وسط اتاق خالی یلدا، بعد هی یاد روزهای خوش مون می کنیم که همه مون تو همین نیم وجب جا جمع بودیم و صدای خنده مون قطع نمی شد
عین این دهقان های آواره ای که بعد از جنگ جهانی دوم چمباتمه زدن روی نیم سوخته های باقی مونده ی دهکده و به خاطرات خوش جشن خرمن پارسال فکر می کنن.
روزهای آرام ناخوبی که کش می آیند..
مرجان اسلش کلئوپاترا اسلش لنی اسلش گربه مون رفت.
این شد سه تا رفته در هفته ی اخیر.
هر کدوم یه جور، هر کدوم به یه طرف ..
درد، اگر صدایی می داشت، صدایش مثل صدای گریه های امروز تو بود لابد.
یه چیزایی واسه ت همیشه خط قرمزه، خط قرمز می مونه. یه چیزایی هست که ازش نمی تونی بگذری. که باهاشون شوخی نباید کرد. حتا واسه یه آدم آسون گیر بی تعصب قورباغه ای مثل من، یه جاهایی هست که فیبی وار واسه خودت پرینسیپل داری و اقلن سعی ت رو همیشه کردی که بهشون پایبند باشی و واسه همین حساسی روشون. یه صفت هایی، اسم هایی، حالت هایی هست که معتقدی سزاوارشون هستی و حاضر نیستی بگذری از شناخته نشدن به شون. یه جاهایی هست که کسی نباید پاشو بذاره، اگه گذاشت تموم می شه، تا هر بی نهایتی هم که عزیز باشه.
یه آدمی هست که قبلن گفته بود که می ریزه عین ماسه از لای انگشت های کسی که بخواد تو مشت بگیردش.
یه آدمی هست که امشب ریخت.
دونه دونه.
برچسبها: آرامش وسط طوفان, اعلام وضعیت
سر پیری برید زبان جدید یاد بگیرید باباجان، از لول ا ب ترجیحن
گذشته از این که هی زبونتون به هم گره می خوره سر گفتن یه ایگغگ ساده و هی حس بچه دبستانی ها بهتون دست می ده با این کتاب های عکس دار رنگی و الفبای جدید و هیچی نفهمیده گی و هی با انگلیسی قاطی می کنید و شیون می کنید که بابا اون قلاسیون نیست ریلیشن ئه، اون انفیقمیه نیست اینفرمیر ئه، بعد هی سر می کوبید به دیوار که این منگل ها چرا می نویسن مینتننت بعد می خونن متنا، از همه اینا گذشته،
خواهر فسقلی فرانسه خوان تون که داره جلسه های غیبت از کلاس رو واستون جبران می کنه جمله رو می خونه که son marie travaille sur son ordinateur، بعد می گه فهمیدی؟ بعد شما می گید آره یعنی شوهرش داره با کامپیوتر پسرشون کار می کنه :ی
بعد نیم ساعت هی دو تایی ضمن این که خواهرتون تاکید می کنه تو آخرشم هیچی نمی شی ریسه می رید روی زمین و فان دارد زیاد.